تبلیغات
گروه تئاتر کتل تبریز - ته‌آترِ تجربی و نگرشی دگرگونه
چهارشنبه 24 اسفند 1384

ته‌آترِ تجربی و نگرشی دگرگونه

   نوشته شده توسط: حمید بالغ    نوع مطلب :یادداشتهای روزانه ،

ته‌آترِ تجربی و نگرشی دگرگونه

میلاد اکبر نژاد

به گمان‌ام امروزه باید كمی تلقی‌مان را از ته‌آترِ تجربی نسبت به آن‌چه در گذشته به خوردمان داده‌اند تغییر دهیم. یعنی دیگر تجربه كردن در حیطه‌هایِ ساختاری و محتواییِ خودِ اثر چندان كاربردی به نظر نمی‌آید و چیزی به هستیِ ته‌آتر نمی‌افزاید. اگر كمی دقت كنیم می‌بینیم كه هرآن‌چه در زمینه‌هایِ فنی و تكنیكی و فرم و ساختار لازم بوده در دهه‌هایِ 60 و 70 میلادی انجام گرفته و در اواخرِ قرن نیز تجربه‌هایِ مهمی در زمینه‌یِ محتوا كلیتِ ته‌آترِ جهان را تحت‌الشعاعِ خود قرار داده است. دیگر چه كاری مانده كه ما انجام بدهیم. به اعتقادِ من اگر قرار باشد تجربه‌یی در ته‌آتر انجام بگیرد باید .......................

ته‌آترِ تجربی و نگرشی دگرگونه 

میلاد اکبر نژاد

به گمان‌ام امروزه باید كمی تلقی‌مان را از ته‌آترِ تجربی نسبت به آن‌چه در گذشته به خوردمان داده‌اند تغییر دهیم. یعنی دیگر تجربه كردن در حیطه‌هایِ ساختاری و محتواییِ خودِ اثر چندان كاربردی به نظر نمی‌آید و چیزی به هستیِ ته‌آتر نمی‌افزاید. اگر كمی دقت كنیم می‌بینیم كه هرآن‌چه در زمینه‌هایِ فنی و تكنیكی و فرم و ساختار لازم بوده در دهه‌هایِ 60 و 70 میلادی انجام گرفته و در اواخرِ قرن نیز تجربه‌هایِ مهمی در زمینه‌یِ محتوا كلیتِ ته‌آترِ جهان را تحت‌الشعاعِ خود قرار داده است. دیگر چه كاری مانده كه ما انجام بدهیم. به اعتقادِ من اگر قرار باشد تجربه‌یی در ته‌آتر انجام بگیرد باید تداومِ همان چیزی باشد كه در اواخرِ عمر گروتوفسكی به شدت نگران آن بود یعنی تربیتِ تماشاگر.

واقعیت این است كه در هر زمینه‌یی كه فكراش را بكنید در قرنِ بیستم ناشناخته‌هایِ صحنه‌یی درنوردیده شده است. اگر به تعریف جیمز روز اونز در كتابِ ته‌آترِ تجربی قایل باشیم كه من خیلی این تعریف را كه در آغازِ كتاب آمده دوست دارم ته‌اترِ تجربی یورش بردنِ بر ناشناخته‌ها است. حالا شما تصور كنید ناشناخته‌هایی كه از حیثِ فرم و محتوا حداقل با این دامنه از دانشِ عمومیِ جهان می‌تواند در خودِ ته‌آتر وجود داشته باشد و یا در حیطه‌های زنده‌گیِ انسانی چه‌قدر هستند؟ بی‌شك بسیار اندك‌تر از آن‌چه در آغازِ دهه‌ی 60 در چشم‌اندازِ اجراكنانِ ته‌اترِ جهان دیده می‌شد.

به نظرام امروز ناشناخته‌ها برایِ ما مرزهایی است كه مخاطبانِ ما را از سایرِ مدیوم‌ها متمایز و اساسا مخاطبانی با افكاری كه می‌تواند گستره‌ی هستی را در بر بگیرد برایِ ما دست‌وپا كند. یعنی می‌خواهم بگویم برایِ من امروز ته‌آترِ تجربی یورش بوردنِ بر مرزهایی است كه فاصله‌ی من را از مخاطب و تربیتی كه مدنظرِ ته‌آتر برایِ اشتراكِ ملزومِ صحنه و تماشاكن است، ایجاد می‌كند. من در نظر دارم كه اگر در حیطه‌یی تجربه به اندازه‌ی كافی نشده جذبِ مخاطبالنِ فرهیخته در گشتره‌ی عام، تربیتِ مخاطبانِ جدید و ارایه‌ی راه‌كارهایی نمایشی چه در ساختار و فرم و چه در محتوا برایِ ارتباط و اشتراكِ هرچه بیش‌تر میانِ اجراكنان و تماشاكنان است. هرچند به نظر می‌آید همه‌ی جست‌وجوگری‌هایِ بزرگانِ ته‌آتر در گذشته و حال به هرحال به این سمت معطوف می شده اما امروزه و به ویژه در كشورِ ما تمركز بر مخاطب به عنوانِ ركنِ ركینِ پدیداریِِ ته‌آتر می‌تواند جزیی از مهم‌ترین وظایفِ دست‌اندركارانِ ته آترِ تجربی باشد. چیزی كه به نظر می‌آید در ذاتِ خود با انبوهِ تماشاكن متناقض‌نما به حساب آید. اما فكر می‌كنم وقت‌اش شده این تصرِ نابخردانه و كودكانه را از ذهن‌ها بزداییم كه از یك سو ته‌آترِ تجربی به مفهومِ تجربه‌هایِ ابتداییِ شاگردانِ ته‌آتر است و از سویی این‌كه ته‌آترِ تجربی اساسا برایِ ‌مخاطبانِ خاص به ثمر می‌‌نشیند.

حداقل تصورِ من از ته‌آترِ تجربی دیگر این‌گونه نیست. هرگز این‌گونه نبوده است. اما امروز گمان می‌كنم تمامِ تلاش‌امان را برایِ كشفِ راز و رمزهایِ ارتباطِ موثر، كارا، ماندنی و سازنده با مخاطب باید به كار بندیم. امروز هدفِ ته‌آترِ تجربی به گمانِ من به جایِ تمركز بر ساختار و فرم و محتوایِ خودِ ته‌آتر و در نتیجه اجبارِ انطباقِ مخاطب با این ساختمانِ از پیش معین، باید بر كشف، شناخت و شهود در زوایایِ پیچیده‌ی انسان به عنوان مشتركِ اجرایِ ته‌آتر و در نتیجه دست‌یابی به فرم و محتوایی بر اساسِ تربیتِ وجودی و امكاناتِ فلسفیِ هیمن مخاطب و هم‌راه سامان‌دهی شود.فكر می‌كنم در دوره‌ی روایت‌هایِ Open Source دیگر توجه به خودمحوریِ یك اجراكنِ ساده‌ی ته‌آتر و ارایه‌ی فرمول‌هایی كه در قوطیِ هیچ عطاری امیدِ پیداشدن‌اش هم نمی‌رود، كمی ابلهانه، خودخواهانه و دیكناتورمنشانه جلوه می‌كند. چیزی كه اساسا آقایان سعی می‌كنند در برابراش ژستی اپوزیسیون‌منشانه بگیرند. اما... می‌‌بینید كه...

یا علی!