تبلیغات
گروه تئاتر کتل تبریز - «نمایش روانشناختى» و جنبه هاى آن
سه شنبه 6 دی 1384

«نمایش روانشناختى» و جنبه هاى آن

   نوشته شده توسط: حمید بالغ    نوع مطلب :یادداشتهای روزانه ،

«نمایش روانشناختى» و جنبه  هاى آن
تئاتر بدون تماشاگر
صالح صفوى
بخش اول
اگرچه تصور عمومى از تئاتر، اجراى نمایش بر صحنه و براى تماشاگر است اما واقعیت این است كه از حدود دهه سوم قرن بیستم، شكل دیگرى از نمایش پا به عرصه گذاشت كه تماشاگر در آن جایى نداشت. نمایشى كه ابداع آن را به ابتكارات خاص «مورنو» نسبت مى دهند. مورنو روانشناسى شیفته نمایش بود كه در فلسفه، جامعه شناسى و مذهب نیز مطالعاتى عمیق داشت و صاحب نظر بود. او پى برد كه هنر نمایش ظرفیت هاى مهمى براى هدف هاى روانشناختى دارد، و به دنبال آن دست به ابداع تمرین و بازى هایى نمایشى زد كه منجر به ایجاد شاخه خاص در نمایش شد. شاخه اى كه امروز با عنوان كلى «نمایش روانشناختى» (سایكودرام) شناخته مى شود. در این فعالیت نمایشى تماشاگرى در كار نیست و ........................................

 

«نمایش روانشناختى» و جنبه  هاى آن
تئاتر بدون تماشاگر
 
صالح صفوى
 
بخش اول
اگرچه تصور عمومى از تئاتر، اجراى نمایش بر صحنه و براى تماشاگر است اما واقعیت این است كه از حدود دهه سوم قرن بیستم، شكل دیگرى از نمایش پا به عرصه گذاشت كه تماشاگر در آن جایى نداشت. نمایشى كه ابداع آن را به ابتكارات خاص «مورنو» نسبت مى دهند. مورنو روانشناسى شیفته نمایش بود كه در فلسفه، جامعه شناسى و مذهب نیز مطالعاتى عمیق داشت و صاحب نظر بود. او پى برد كه هنر نمایش ظرفیت هاى مهمى براى هدف هاى روانشناختى دارد، و به دنبال آن دست به ابداع تمرین و بازى هایى نمایشى زد كه منجر به ایجاد شاخه خاص در نمایش شد. شاخه اى كه امروز با عنوان كلى «نمایش روانشناختى» (سایكودرام) شناخته مى شود. در این فعالیت نمایشى تماشاگرى در كار نیست و یك گروه به بازى   هاى نمایشى در جمع خود و براى خود مى پردازد و موضوع آن زندگى و تمایلات خود گروه بازیگران است. ویژگى دیگر و بسیار خاص این نوع نمایش، نتیجه و كاربرد خاص آن است. نتیجه و كاربردى كه اگر نتوان گفت در اجراى نمایش صحنه اى و براى تماشاگر به كلى غایب است، مى توان گفت كه ابعاد و تعریف آن با اینگونه نمایش شباهتى ندارد و به عبارتى نتیجه حاصل از این نمایش از جنس و جوهر ویژه خود برخوردار است، نتیجه اى كه اولاً مستقیماً متوجه همان بازیگرانى است كه در جمع خود بازى مى كنند و دوماً نتیجه اى اصولاً از جنس دستاوردهایى است كه روانشناسى به دنبال آن است. اصطلاح فارسى «نمایش روانشناختى» برابر نهادى آزاد براى سایكودرام (psychodrama) است، این واژه انگلیسى تا مدت ها (حتى گاهى امروزه) به «تئاتردرمانى» یا «نمایش درمانى» ترجمه شده است.
اما واقعیت این است كه «نمایش درمانى» فقط جزیى و شاخه اى در درون این مفهوم است. خود این واژه اشاره اى مستقیم یا تخصصى به «نمایش درمانى»  ندارد و تركیبى ساده از دو واژه عام «نمایش» و «روان» (روان _ نمایش) است. دكتر حسن حق شناس و دكتر حمید اشكانى كه از اولین كسانى هستند كه به ترجمه   هاى تخصصى در این زمینه پرداخته اند، در پیش گفتار كتاب «درون پردازى» (كه ویرایش قدیمى تر آن در سال ۱۳۷۰ با نام «تئاتردرمانى» به چاپ رسیده است) چنین مى گویند: «واژه «تئاتردرمانى»  در مقابل «سایكودرام» تا حدودى نارسا است و سپس اضافه مى كنند: ««سایكودرام» به بیماران محدود نمى شود، بلكه این پدیده در موقعیت   هاى آموزشى، مشاور ازدواج و مشكلات مراكز صنعتى به كار مى آید.» به این مجموعه مى توان اضافه كرد كه این نمایش در بسیارى زمینه هاى مشاوره و نیز آنچه كه امروز به عنوان «مهارت   هاى رفتارى» شناخته مى شود و همچنین توسعه و شكوفایى عواملى مثل احساس، ادراك، شناخت و تخیل برنامه هاى اساسى دارد، ضمن آنكه تفریح و تفننى است كه در بازسازى آرامش و تعادل روانى به خوبى موثر است. از همین رو «سایكودرام» بسیار فراتر از حوزه «نمایش درمانى»  است و این شیوه تنها شاخه اى از آن است و برابر نهاد «نمایش روانشناختى» با درونمایه و اصل واژه «سایكودرام» همخوان تر است.۱
اما كاربرد «نمایش درمانى» در ایران بسیار محدود بوده و هست. یكى دو نهاد موجود نیز در واقع به عنوان نهادهاى نمونه اى فعالیت مى كنند. «نمایش درمانى» از روش شناسى تخصصى و خاص خود برخوردار است و جلسات آن را كارگردانى كه متخصص روانشناسى بالینى و یا متخصص در گرایشى كه روانشناسى شخصیت زمینه اصلى آن است هدایت مى كند. وى البته باید در زمینه نمایش نیز از شناخت تخصصى لازم برخوردار باشد و مانند كارگردان هنرى تئاتر، توان مقدمه چینى و برانگیختن درون بازیگر و ایجاد میل و شوق به بازى خلاق را داشته باشد. او باید رفتارها، معانى نهفته و عواطف را به زبان نمایشى (دراماتیك) بشناسد و اتفاقات زنده و فى البداهه جریان  بازى را به شكلى خلاق جزیى از بازى و نمایشى كند كه با هدفى درمانى جریان دارد و به اصطلاح با كالبدشناسى رویدادها كه طى آن هدفى روانشناختى با زبانى نمایشى دنبال مى شود آشنایى كافى داشته باشد و در همه این زمینه ها دستیار یا دستیاران خود را به خوبى به كار گیرد.
جنبه دیگرى از «نمایش روانشناختى» شاخه بسیار مهم «نمایش شكوفایى» یا «نمایش خلاقیت» (creative drama) است كه با نام «تئاتر خلاق» نیز معرفى مى شود، نامى كه هر چند ترجمه واژه به واژه امانت دارى است اما گمان نمى كنم مفهوم آن را به درستى منتقل كند. این شیوه نمایشى بر حوزه سنى كودكان تا جوانان تاكید خاصى دارد و بیشتر تمركز این نوشته نیز متوجه آن است. در این نمایش آنگونه كه در «نمایش درمانى» رایج است كار تخصصى روانشناختى به طور مستقیم مطرح نیست، بلكه روانشناسى در طرح و برنامه ریزى هاى كلان آن نقش اساسى دارد.
برنامه هاى این تئاتر، رها شدن در دنیایى از بازى هاى حركتى، شعر و ترانه و بازى هاى نمایشى است، در بازى هاى حركتى، هدف هایى مانند رسیدن به رشد و خلاقیت ذهنى و جسمى (و در مسیرى از ساده به پیچیده) دنبال مى شود. در تمرین هایى مثل بازى هاى نمایشى، مهارت هاى رفتار و شناختى كه با هدف درك روشن تر فرد از خود، به خصوص جنبه هاى پنهان مانده خود (از جمله استعدادها، خواسته  ها و عواطفى كه همیشه به راحتى خود را نشان نمى دهند) و نیز درك بهتر دیگران و محیط و یا پس زدن بعضى عوامل مزاحم درونى كه راه بروز توانایى هاى نهفته در شخص را مى بندند، كه از آن جمله مى توان به رشد مهارت هاى لازم براى كار گروهى اشاره كرد. به طورى كه فرد با مهارت و تسلط بیشترى در جمع و با جمع كار، زندگى، شادى، رقابت و همكارى كند. از جهتى دیگر این بازى هاى نمایشى عرصه اى براى برون ریزى هیجان ها است، كه یكى از نیازهاى زیستن است، زیرا عواطف، غرایز و نیروهاى درونى ما چنان زایش و انباشتگى پربارى دارند كه فعالیت هاى عادى زیستن نمى تواند آنها را به خوبى آزاد كند و تعادل لذت بخش و آرام كننده اى بسازد و این كار نمایشى با رهاسازى فرد در دنیایى از شعر و ترانه، حركت، بازى و نمایش مانند فعالیت هاى دیگرى همچون ورزش، تفریح، آثار هنرى، هم صحبتى (كه به خصوص زن ها از آن بهره مى برند)، از جمله بسترهاى لذت بخش رهاسازى هیجان ها است و این برنامه نمایشى در محدوده ماهیت و تعریف خود سهمى از این نقش را برآورده مى كند.
اما «نمایش شكوفایى»واقعاً چگونه به این هدف ها دست پیدا مى كند؟
فرض مى كنیم در یك بازى «شعر و حركت» از گروه مى خواهیم كه همراه با خواندن این جمله به تصویر آن با حركت نیز بپردازد:
آب جارى بود / ماهى ها در آب بازى مى كردند.
در این لحظه بچه ها به بازى جارى شدن آب مشغول مى شوند. ذهن و جسم آنها در بازى ساختن تصویرى از جریان آب فعال مى شود و همزمان با حركت سازى، ذهن بر خواندن آواى ترانه مانند آن نیز متمركز مى شود. لحظه اى بعد موضوع عوض مى شود و وارد بازى ماهى ها مى شویم، ذهن به سرعت موضوع فعالیت ابتكارى اش را عوض مى كند و جسم نیز هماهنگ با آن و فى البداهه بازى ماهى ها را اجرا مى كند. این تمرین كه ذهن همزمان با خواندن در ابداع حركاتى براى جریان آب و بازى ماهى ها تلاش مى كند، عاملى براى رشد بنیه ذهن، جسم و تقویت رابطه متقابل آنها است.
در حاشیه این تمرین جنبه  هاى متنوع و مهمى مى تواند مورد توجه اداره كننده جلسه قرار گیرد. شاید پیش از شروع، وى براى انتخاب دلنشین ترین آوا از همه بخواهد كه تك تك و به تنهایى شعر را با لحن دلخواهشان بخوانند. معمولاً كسانى از این جمع خیلى خوب و زیبا مى خوانند و برعكس كسانى دیگر آنقدر بد كه حتى ممكن است خنده دار شود، خب، كسى كه بد خوانده است و باعث خنده جمع به خود شده چه حسى پیدا مى كند؟ بعضى ها بى تفاوت اند و حتى ممكن است خود نیز مثل دیگران به كار خود بخندند و به زودى هم فراموش كنند. اما كسى دیگر ممكن است از این خنده و تمسخر احساس حقارت كند. پس او یكى از آن كسانى است كه از این نتوانستن، مثل بعضى دیگر با شوخى و خنده نمى گذرد. و در این صورت این لحظات مى تواند یكى از بدترین لحظات زندگى او باشد. اداره كننده جلسه باید با ذكاوت این چیزها را زیرنظر داشته باشد و با شناختى كه از افراد گروه دارد، مى تواند تمرین دیگرى بدهد كه این بار او (همان كسى كه باعث خنده دیگران شده) بازیگر موفق، نسبتاً موفق و یا تحسین برانگیز تمرین و بازى جدید باشد. (از همین رو بسیار مهم است كه اداره كننده جلسه حوزه توانایى هركس را نیز بشناسد) در اینجا و پس از این موقعیت، احساس رضایت و لیاقت مى تواند جبرانى براى آن حس حقارت شود و احتمالاً در این بازى جدید كس دیگرى مایه خنده مى شود. تكرار این تحقیرها، تحسین ها، بى تفاوتى ها، سرانجام مى تواند معناى كار و موفقیت و نیز رقابت را براى او بسیار نسبى تر از شكست مطلق یا كامیابى مطلق كند، به علاوه دریابد كه همه كس در معرض توانستن و نتوانستن است و اصولاً هركس در محدوده اى خاص تواناتر است، پس ریشه تولید احساس خودكم بینى و یا احساس حقارت در او ضعیف تر خواهد شد.
تكرار پى درپى این بازى ها مطمئناً در جریان واقعیت زندگى كارساز است. هر چند باید گفت كه این نمایش و بازى هاى نمایشى به تنهایى عامل دگرگونى و ساختن شخصیتى سالم تر و تواناتر نیست، اما در جامعه اى كه زنجیره اى از برنامه هاى رشد و سالم سازى فعال است، این بازى و نمایش به عنوان یك حلقه از زنجیره و درحد نقش سازنده اى دارد.
تمرین بالا نتیجه اى از جنس و جوهره دیگرى نیز مى تواند داشته باشد و آن رسیدن به احساس آرامش نشاط بخشى است كه حاصل زندگى با زیبایى و آفرینش زیبایى است. به ویژه كه یكى از عناصر بازى «آب» است، بازیگر با شناور شدن، بازى و پیچ وتاب هاى رویایى در پاكى و زلالى آب به آرامش و رهایى نشاط بخشى دست مى یابد. در این میان نقش كارگردان (مربى نمایشى) براى اینكه بازیگران به درونى ترین لایه هاى حسى این بازى دست یابند، بسیار تعیین كننده است. در اینجا لازم است رشته كلام را قطع كنم و درباره بعضى ویژگى هاى اداره كننده جلسه یادآورى هایى داشته باشم؛ او خود باید از رشد و بلوغ فردى لازم برخوردار باشد و نباید دچار لغزش تبدیل شدن به منبع قدرت در گروه شود، به خصوص كه گاهى توجه خاص گروه به او نیز مى تواند زمینه ساز و تقویت كننده این احساس شود. و به هیچ وجه نباید بنا به سلیقه (یا به هر دلیل دیگر) به چاله (چاه) چالش و معارضه عصبى با اعضا (بازیگران) گروه كشیده شود و چه بهتر كه در خمیره خود از نوعى وارستگى لازم برخوردار باشد. در بخشى از این موارد حمایت نهاد برگزاركننده این برنامه از عضو گروه و نیز حمایت هاى تخصصى و بنا بر ضرورت هاى حرفه اى از اداره كننده جلسه نقش مهمى دارد.
در كنار بازى هاى شعر و حركت، بازى هاى نمایشى هم بخش مهمى از برنامه هاى «نمایش شكوفایى» است. یك بازى نمایشى مى تواند اجراى اتفاقى واقعى و گاه بسیار ساده زندگى یكى از آنها باشد. مثلاً مغازه دارى كه توانسته او را در منگنه شرم بگذارد یا از عدم اعتماد به نفس او سوء استفاده كرده و او را ناچار به خرید چیزى كند. گروه نمایش مى تواند یك بار عین این اتفاقى را كه براى یكى از آنها پیش آمده بازى كند. اما این اتفاق در ضمن مثل خمیرى است كه قابلیت پذیرش شكل هاى مختلفى را دارد و به كمك تخیل و تجربه هاى زندگى هر كس مى تواند آن را به شكل هاى دیگرى تغییر دهد و گروه شكل هاى مختلف آن را بازى كنند. از جمله اینكه یك بار داستان را طورى تغییر دهند كه در آن فروشنده نتواند خریدار را در منگنه شرمندگى قرار دهد و در واقع خریدار، اعتماد به نفس یا مهارت و توانایى بیشترى براى اعمال خواسته و میل باطنى خود نشان دهد. در اجرایى دیگر ممكن است خریدار پس از پرداخت پول بلافاصله پشیمان شود و مصمم به پس دادن جنس بشود، اما نهایتاً كار به پرخاش و خشونت یا زد و خورد بكشد. داستان حتى مى تواند سر از طنز درآورد و مثلاً مشترى نه تنها چیزى نخرد بلكه با مهارت جنس بنجل خود را به او بفروشد. (از پرداختن به اینكه آیا احتمالاً ممكن است بازى هایى بدآموز باشند مى گذرم) این شكل هاى گوناگون كه هر كس با شیوه یا ضعف و توانایى هاى رفتارى خاص خود آن را بازى مى كند در واقع چیزى نیست جز نمایش گستردگى و تنوع واقعیت و در نهایت زمینه ساز تسلط بیشتر بازیگران بر واقعیت زندگى. بازى مكرر، نحوه هاى مختلف برخورد و تماشاى مكرر، چگونگى برخورد دیگران، مى تواند فرهنگ و رفتارشناسى تك تك افراد گروه را گسترش دهد و به عبارتى آنها را به واكنش هاى عاطفى یا منطقى مناسب و از پیش دانسته مجهز كند و مهمتر از این، زمینه ساز رشد و توانایى آنها در شناخت از خود، شناخت دیگران (كه معمولاً و از آنجا كه شخص بیشتر غرق در خود و نیازهاى خود است از آن غافل مى ماند، در حالى كه این شناخت در درجه اول به رفتارهاى معنى دارتر و موثرتر خود وى كمك مى كند) و نیز این بازى ها زمینه ساز شناختى خلاق تر از محیط، شرایط و موقعیت هاى مختلف واقعیت است و به جهتى مثل حل كردن مسائل فرضى ریاضى است كه در نهایت نوعى هوشیارى و سرعت انتقال را در شخص رشد مى دهد تا در واقعیت زندگى و در هر لحظه از اتفاق یا ارتباط جنبه هاى مختلف یك موقعیت را بهتر بشناسد و براى رفتارى مناسب تر توانایى و ابتكار عمل بیشترى نشان دهد.
اما با همه اینها «تئاتر شكوفایى» اصلاً به حوزه مشكلات عمیق رفتارى (مشكلاتى كه مرز ساده و سطحى را پشت سر گذاشته اند) و روان نژندى ها (neurosis) وارد نمى شود و در این زمینه برنامه اى ندارد و اصولاً جنس و نوع انزواجویى، خودكم بینى، شرم و دیگر مواردى كه در بحث «نمایش شكوفایى» به آنها اشاره شد، با آن انزواجویى، افسردگى، خودكم بینى و پرخاشگرى یا مواردى دیگر به معنایى كه در اختلالات شخصیت و روان نژندى ها مطرح است ماهیت به كلى متفاوتى دارد و كلمات مشترك نباید باعث گم شدن موضوع «نمایش شكوفایى» شود، این شیوه نمایش روى بنیه هاى سالم و آماده شكوفایى شخصیت كار مى كند و نهایتاً مى خواهد شخصیت استحكام بیشترى یابد و در واقعیت زندگى كارایى بهترى از خود نشان دهد. هر چند كه تلاش مى كند تا ضعف ها و رنجورى هایى را كه اساساً منشایى سطحى دارند و بر سطح زمینه   هاى توانایى نشسته اند، در حد توان پاك كند و این با پرداختن به انواعى از اختلال هاى شخصیت و روان نژندى ها، به كلى متفاوت است. به عنوان مثال در بازى «آب جارى بود...» همان طور كه گفته شد ممكن است بازى یكى از بچه ها مایه خنده یا احتمالاً تمسخر دیگران شود و دیدیم كه كارگردان (مربى نمایشى) مجموعه اى از راهكارها را براى بالا بردن اعتماد به نفس و ارتقاى روحیه فرد مورد تمسخر و سالم سازى جو گروه به كار مى بندد.
اما گاهى ممكن است كسى پیدا شود كه در حدى افراطى دست به تمسخر و تحقیر دیگران بزند و نه فقط در همان لحظات بازى بلكه تا روزها و مدت ها این اتفاق را با پیگیرى و اصرار گزكى براى تحقیر او كند و حتى ممكن است دیگرانى را بازیچه خود كند و به بازى تحقیر او بكشاند. اینگونه ناهنجارى ها هر چند نادرند، اما نه فقط در زمینه تحقیر دیگران بلكه ممكن است در شكل هاى رفتارى مختلفى بروز كنند، مثلاً ممكن است كس دیگرى احساس زبونى بیش از حدى از خود نشان دهد و یا كسانى به دنبال برترى جویى و سرتر شدن هاى افراطى باشند و نظم بازى ها را به هم بزنند. یا كسى دیگر دچار تردید و دودلى هاى افراطى و شدید باشد. چنین حالت   هاى افراطى و خاص كه ضمناً جواب مثبتى به نوع بازى ها و چاره اندیشى هاى اداره كننده جلسه نمى دهند احتمالاً (فقط احتمالاً) مى توانند گویاى وجود مشكلى جدى تر، از نوع روان رنجورى و اختلالات شخصیتى باشند. كه تشخیص قطعى و كار بر روى آنها در حوزه صلاحیت برنامه «نمایش شكوفایى» نیست. هر چند چنانچه این برنامه در مجموعه اى با برنامه ریزى و مدیریتى پیشرفته اداره شود، كارگردان (مربى نمایشى) طبیعتاً آن را با مشاور یا نهاد برگزاركننده برنامه مطرح مى كند. گذشته از اینكه این رفتارها لزوماً دلیلى بر كنار گذاشتن او از شركت در «تئاتر شكوفایى» نیست.
اما تا آنجا كه به شاخه هاى «نمایش روانشناختى» مربوط مى شود، اختلالات شخصیت و روان رنجورى ها (neurosis) در حوزه كار «نمایش درمانى» است كه با روش شناسى تخصصى خود به زمینه وسیعى از اختلالات شخصیتى مى پردازد. مشكلات و روان رنجورى هایى كه در یك جمع بندى كلى و عمومى از دیدگاه هاى روان _ آسیب شناسى ریشه در بهره نبردن كافى فرد از محبت سالم و صمیمى خانواده در كودكى و نیز تحمل تحقیر و تبعیض هاى اساسى و عمیق در دوران كودكى و در خانواده دارد و از جهتى دیگر ریشه در تحقیر و تبعیض هایى دارد كه بنا بر سنت و فرهنگ جامعه و یا توسط نظام هاى سیاسى بر فرد تحمیل مى شود. تحقیر و تبعیض هایى كه برحسب نژاد، طبقه اجتماعى، مذهب، نوع اندیشه و باورها، به افراد و یا گروه هایى از جامعه تحمیل مى شود و در این جریان پاره اى افراد به چنان چالش و معارضه فرساینده اى كشیده مى شوند كه سرانجام مى تواند شخصیت آنها را مختل كند. در این صورت اولاً براى جلوگیرى از شیوع گسترده و نیز بازسازى سلامت شخصیت فرد، حذف ویژگى هاى «بیمارى آفرین» نهفته در سنت، فرهنگ و نظام اجتماعى، راه ریشه اى و اساسى است، اما نمایش درمانى به عنوان شیوه اى از «روان درمانى»ها و به عنوان راهى موردى و نه بازدارنده شیوع، چاره اى براى بهبود و بازسازى سلامت شخصیت است.
از دو پدیده «نمایش درمانى» و «نمایش شكوفایى»، مورد اول هیچ گاه در ایران به شكلى گسترده مطرح نشده است. در حالى كه «نمایش شكوفایى» در ایران و در دوره اى هر چند محدود، به شكل گسترده و موثرى فعال شد. در نیمه اول دهه پنجاه، این شیوه نمایش طى برنامه اى گسترده از طرف «كانون پرورش فكرى كودكان و نوجوانان» در بخش هاى مهمى از ایران پیاده شد. فعالیتى كه در ابتدا و طى دوره اى كوتاه نتایج خوبى به همراه داشت. هنرمندان سپیده دم این نمایش در ایران پس از آنكه با این پدیده در اصل غربى آشنا شدند، به دلیل توانایى خوبى كه در شناخت جنبه هایى از معانى درونى آن از خود نشان دادند و همچنین به دلیل ذوق و قریحه هماهنگ با زیبایى شناسى این تئاتر ذاتاً جهان وطن و نیز به مدد انسى كه با بازى هاى كودكان ایرانى داشتند و توانستند برنامه هاى این تئاتر را به شكلى خلاق به زبان  بازى هایى نمایشى براى كودكان و نوجوانان ایرانى ترجمه كنند و به عنوان مربیان تئاتر آن را در چنین گروه هاى تئاترى اى به كار گیرند. ضمن آنكه دستاوردهاى كار خود را به كسان دیگرى منتقل كردند و آنها این تئاتر را در گروه هاى تئاتر كتابخانه هاى «كانون پرورش...» تهران و بسیارى شهرهاى دیگر فعال كردند و جریانى از انتقال تجربیات كه گاه بسیار مهم بودند رشد بیشتر آن را فراهم كرد.
پى نوشت:
۱ _ واژه نامه جدید «فرهنگ جامع علوم تربیتى» نوشته محمدرضا داورپناه، همین برابر نهاد را به كار برده است.