تبلیغات
گروه تئاتر کتل تبریز - حاشیه ای بر کنگره بزرگ تئاتر کشور
چهارشنبه 23 آذر 1384

حاشیه ای بر کنگره بزرگ تئاتر کشور

   نوشته شده توسط: حمید بالغ    نوع مطلب :یادداشتهای روزانه ،

اسماعیل شفیعیحاشیه ای بر کنگره بزرگ تئاتر کشور 

اسماعیل شفیعی

خیلی سعی کردم که از کنار این موضوع بگذرم و بگذارم که با صد چراغ بیراهه بروند. اما دلم نیامد. چرا که مسئولان مرکز هنر های نمایشی و بویژه حسین پارسائی از دوستان من اند و شایسته ندیدم با گذشتن سهل انگارانه از کنار مشکلی که پیش آمده و سنگ بنای نا صوابی که گذاشته شده ، احساس درد نکنم و نکاتی چند را به این عزیزان گوشزد نکنم ، چراکه بهترین دوست هموست که آینه در دست عیب روبرو گوید.

مقدمه مطلب را با این سوال آغاز می کنم : ...............

اسماعیل شفیعیحاشیه ای بر کنگره بزرگ تئاتر کشور

 اسماعیل شفیعی

خیلی سعی کردم که از کنار این موضوع بگذرم و بگذارم که با صد چراغ بیراهه بروند. اما دلم نیامد. چرا که مسئولان مرکز هنر های نمایشی و بویژه حسین پارسائی از دوستان من اند و شایسته ندیدم با گذشتن سهل انگارانه از کنار مشکلی که پیش آمده و سنگ بنای نا صوابی که گذاشته شده ، احساس درد نکنم و نکاتی چند را به این عزیزان گوشزد نکنم ، چراکه بهترین دوست هموست که آینه در دست عیب روبرو گوید.

مقدمه مطلب را با این سوال آغاز می کنم : دوستان من ، چه شده است که بسیاری از مدیران تئاتری ای که پس از علی منتظری آمده اند ، خود را مقید می دانند که با اهدای لوح یاد بودی در میان انظار و پیش چشم اصحاب رسانه ای از وی تقدیر بعمل آوردند ؟

تا آنجا که فهم نویسنده این مقال اجازه می دهد ، سه دلیل برای انجام این کار می توان متصور شد :

 ۱ )  علی منتظری در دوران مدیریتش چنان رفتار و اعمالی از خود نشان داد که همه ، از دوست و دشمن ، بر او کرنش کردند. و شاید یکی از دلائلی که امروزه از وی تقدیر می شود بنا بر همین عزت و احترام باشد. یادمان نمی رود که او در دورانی مدیر مرکز هنرهای نمایشی بود که شرایط آن دوره هم به لحاظ مالی و هم به لحاظ اجتماعی و سیاسی بسیار سخت تر از امروز است. اما در آن دوران مدیریت وی موجب شد که هنرمندان همیشه او را به نیکی یاد کنند و سیاستمداران در برخورد هایشان با وی ، از روی احتیاط سخن گویند زیرا می دانستند که وی دنیائی از احترام و محبت اهل تئاتر را در پشتوانه خود دارد و با وی نه بعنوان رئیس منتصب خود برای اهل تئاتر ، بلکه بعنوان نماینده اهل تئاتر در دستگاه دولتی ، برخورد می کردند. محبت اهل تئاتر به او چنان بود که به هنگامی که راهی خارج از کشور شد در بدرقه راهش این بیت را همه زمزمه می کردند : 

آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست هر کجا هست خدایا بسلامت دارش

در اینجا باید یادی کرد از خصوصیات و ویژگی های او که موجد این احترام و محبت شده است:

الف ) وی مدیری اهل صفای دل ، صداقت و سلامت نفس بود.

ب ) به شدت به اهل تئاتر احترام می گذاشت و همه را به یک چشم می دید.

پ ) دیانت وی براستی بر سیاست اش استیلا داشت.

ت ) سخن منطقی ملازمه همیشگی برخورد هایش بود.

ث ) در برابر اهل سیاست بجای کرنش و دست بوسی زبان منطق و استدلال می گشود و استدلال های منطقی او سیاست مداران را به کرنش وا می داشت.

ج ) از آنجا که اهل کار کردن بود ، اهل سیاست بازی ، زبان بازی ، و هیاهو سازی نبود.

چ ) ابتدا عمل می کرد و سپس گزارش عملکرد می داد. یعنی اینکه از دادن وعده های بی حاصل که پس از مدتی سرافکندگی ایجاد می کند ، پرهیز می کرد.

ح ) وزانت رفتار ، گفتار ، پوشش و .... او مثال زدنی بود و در این راه برخی را به تقلید وا داشته بود.

خ ) به هیچ کس نان قرض نمی داد که شاید فردا روزی بکارش آید و گرهی از کار وی بگشاید. و نان قرض نمی گرفت تا مبادا وامدار او باشد.

د ) به اشتباهات و اشکالات کارش همیشه اذعان داشت و فریبکاری از او دور بود

۲ ) یکی دیگر از دلایلی که از منتظری تقدیر می کنند این است که مدیران بعدی وزن و اعتبار خود را بسیار کوچکتر از وی می دانند و تلاش می کنند که با ثبت نام خود ، در لیست ارادتمندان او ، برای خود در میان اهل هنر و تئاتر آبروئی کسب کنند.

 ۳) سومین دلیلی که می توان برای تقدیر از منتظری در نظر گرفت ، این است که کرنش به منتظری را از سر ناچاری می دانند، زیرا که به جایگاه و اعتبار او در میان اهل تئاتر واقفند و می دانند که دوره مدیریت او تبدیل به شاخص میزان موفقیت و یا عدم موفقیت مدیران مرکز هنر های نمایشی شده و هنرمندان تئاتری ناخودآگاه عملکرد مدیران مرکز را با عملکرد وی می سنجند و قضاوت می کنند. لذا از اینطریق مدیران مرکز می کوشند که خود را در مسیر اهداف و برنامه ها و عملکرد وی نشان دهند و از اضطراب دلها و افکار هنرمندان که در انتظار چگونگی رفتار های مدیر جدید هستند ، حد اقل برای مدتی بکاهند.

بعد از اقامه این دلایل سوال دیگری به ذهن متبادر می شود : آیا مدیران بعد از علی منتظری با این عمل خویش توانسته اند به اهداف سه گانه برشمرده شده و یا یکی از اینها برسند ؟

مطمئنا جواب منفی است ، چرا که عملکرد این افراد ( بجز نشان که فرصت اندکی داشت ) و اثری که از خود در بین هنرمندان تئاتر بجای گذاشته اند مبین این است که مدیران مرکز هیچگاه به این اهداف نرسیده اند، نتیجه اینکه نیکنامی از هم نشینی با بزرگان بدست نمی آید. به عمل کار براید و به ......نیست.

اما نگاهی به نتایج کنگره:

نتیجه نشست ها و گفتگو های کنگره در یک بیانیه 15 ماده ای ارائه شد و در آن از کمبود ها و نقصان ها و خواسته ها گفته شد.

توجه به دستاوردهای کنگره که در بیانیه مذکور منعکس شد ما را با یک سوال بزرگ و به تبع آن با چندین سوال مکمل روبرو می سازد:

کدامیک از موارد اعلام شده (بعنوان نقص ها و خواسته ها ) قبلا پنهان بوده و می توان کشف آنرا حاصل برگزاری این کنگره نام برد ؟

 

کدامیک از اشکالات اعلام شده را مدیران قبلی و هنرمندان نمی دانستند ؟ کدامیک از مدیران قبلی را می توان نام برد که حداقل مدعی تلاش در جهت رفع این اشکالات نبوده اند ؟ کدام دریچه و افق جدیدی را می توان حاصل کار گنگره ای که چنین شتابزده برگزار شد ، دانست ؟

 

مطمئنا تمام این نقائص و اشکالات و درخواست ها را تمام هنرمندان و مسولان سالهاست که می دانند و با آن دست به گریبانند و شایسته نیست که اعلام کنیم پیشینیان نمی دانستند و در این راستا کاری را انجام نمی دادند.

با این نتیجه گیری که دستاوردهای کنگره تکراری است سه موضوع را می توان بعنوان سه دلیل برای برگزاری کنگره درنظر گرفت : نخست آنکه مدیران جدید مرکز با این نقائص و مشکلات آشنا نبوده اند . دوم آنکه ایشان با این مشکلات آشنا بوده اند و با برگزاری کنگره در نظر داشته اند که راه برون رفتی کسب کنند که دستاوردهای کنگره عدم دستیابی به آنرا نشان می دهد. و سومین دلیل اینکه مدیریت مرکز علیرغم آشنائی با این موارد اهداف دیگری را در نظر داشته اند که از بیان آن احتراز می کنند.

با این وصف چنانچه مورد اول در کار باشد یعنی عدم اطلاع مدیران از مشکلات و نواقص و خواسته ها ، پس باید بر این بزم گریست!!

و جنانجه مورد دوم در کار بوده باشد و مسئولان به اهداف خود نرسیده اند باید بیایند و صادقانه به به خطای خود اعتراف کنند و از اهالی تئاتر بخاطر از بین بردن بودجه ای که هزینه سنگین این کنگره شده ، پوزش بطلبند و چنانچه مورد سوم در کار باشد و کنگره یک عمل ظاهری برای هدفی پنهان باشد ، پس باید مدیران مرکز را هشدار باش داد و همانگونه که پیشتر گفتم آنان را از افتادن در ورطه ریاکاری و هیاهو و خودنمائی برای بزرگان بر حذر داشت ، چرا که در عرصه هنر ماندگاران آنانند که عاقبت اندیشی ایشان بیش از دیگر دانایان است، و فرو رفتن در عمق مرداب با طناب مسئولانی که هر از چند گاه با تندبادی از عرش به فرش فرو می ریزند کار عاقلانه و هنرمندانه نیست. راز ماندگاری علی منتظری در خاطرات و اذهان همین یک نکته است.

سلامت باشید

                                      به نقل از وبلاگ گرداب سكندر