پنجشنبه 13 فروردین 1388

نوستالژی 2

   نوشته شده توسط: یعقوب صدیق جمالی    

امشب بازم از اون شب های خیلی بد بود برام. نمی خوام خصوصی اش کنم ولی زیادی دلتنگ بودم. یه جایی یه دوست همدرد این را امانت گذاشته بود منم آوردمش اینجا. شاعرش را نه اون معرفی کرده بود و نه من می تونم. هر کیه و هر کجاست دمش گرم.

دلا ،تا باغ سنگی، در تو فروردین نخواهد شد


به روز مرگ، شعرت، سورة یاسین نخواهد شد


فریبت می‌دهند این فصل‌ها، تقویم‌ها گل‌ها


از اسفند شما پیداست، فروردین نخواهد شد!


مگر در جستجوی ربّنای تازه‌ای باشیم


وگرنه صد دعا زین دست، یك نفرین نخواهد شد


مترسانیدمان از مرگ، ما پیغمبر مرگیم


خدا با ما كه دلتنگیم، سرسنگین نخواهد شد


به مشتاقان آن شمشیر سرخ شعله‌ور در باد،


بگو تا انتظار این است، اسبی زین نخواهد شد
!


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic