تبلیغات
گروه تئاتر کتل تبریز - تو و دوستی خدا را ...
سه شنبه 4 دی 1386

تو و دوستی خدا را ...

   نوشته شده توسط: یعقوب صدیق جمالی    نوع مطلب :یادداشتهای روزانه ،

آن مرد در سرما آمد.

چهارشنبه ی هفته ای که گذشت سید محمد خاتمی رئیس دولت اصلاحات با پرواز ساعت ۱۵/۱۵ هواپیمایی آسمان عازم تبریز بزرگ،مبدا و منشا غالب رخدادهای انقلابی و تاریخی ایران و مهد مشروطه طلبی و دموکراسی خواهی گردید تا با مردم و نخبگان زجر کشیده ی این شهر دیدار کند.

نکته ی جالب توجه برای من حضور در این پرواز بود که به دلیل برنامه ی کلاس های دانشگاه سه ماهی است که مسافر و مشتری دائمی پرواز چهار شنبه هایم، اما طبیعی است که این پرواز برایم بسیار به یاد ماندنی و جذاب بود. حضور در ردیف پشت سر مردی که همنوا با مردم این کشور پهناور در گذشته ای نه چندان دور سعی بسیار نمود تا شاید شعار دموکراسی اگر چه کمرنگ و رنجور اما امیدواراته طرح شود و عناصر فرهنگی و نخبگان بدون واهمه از قدرت حاکم با مردم جامعه ی خود گفتگو کنند.

طول مدت پرواز برای من که همیشه در عجله و هیجان ام چون چشم بر هم زدنی گذشت و در این فاصله موفق شدم چند جمله ای با ایشان صحبت کنم و دست خطی به یادگار بگیرم. شما را به خدا نگویید که همه سر و ته یک کرباسند که موافق تان نیستم. حداقل امروز و با وضعیت نا بسامان امروز تفاوت ها بهتر حس می شوند اما خب باز  همه در قضاوت آزادند.

سخنرانی پر شور ایشان و دکتر عابدی در جلسه ی صبح و بعد از ظهر برایم کور سوی امیدی را به همراه آورد که خاطرات شیرین ان انتخابات با شکوه را دوباره زنده کنم. آن سرودهای پر شور یار دبستانی و ای ایران ، آن شب نخوابی ها و فعالیت های انتخاباتی و آن نامردی ها و ناجوانمردی ها همه و همه دوباره در ذهنم تصویر شد. نمی دانم شایبد باید دوباره بخوانیم:

اندکی صبر، سحر نزدیک است.